تهران ۳۰ مهر ماه ۲۵۳۵ نزدیک شصت سال است که من شاد روان دکتر محسن هشترودی را میشناسم. آشنایی ما هنگامی که هر دو کودکانی بودیم ده ساله و دورهٔ دبستانی را در مدرسه اقدسیه میگذراندیم آغاز شد. این آشنایی که بعدها چه هنگام تحصیل در تهران و پاریس و چه هنگام تدریس در دانشکده علوم تهران به دوستی بسیار ژرف و همکاری نزدیک و صمیمانه انجامید تا پایان زندگی پر افتخار آن شاد روان ادامه داشت. شاید گمان رود برای من که این زمان دراز با هشترودی دوستی و همکاری نزدیک و بسیار صمیمانه داشتهام سخن گفتن دربارهٔ این مرد بزرگ آسان است. اما شخصیت بارز و استثنائی او و تاثر ژرفی که از دست دادن این دوست بسیار ارجمند و همکار گرامی در من پدید آورده چنان است که این کار به ظاهر آسان مینماید بر من بس دشوار میباشد. با این وجود میکوشم تا آنجا که میتوانم خلاصهای از آنچه را خود دربارهٔ این دانشمند ارجمند و استاد بلند پایه و انسان شریف و آزاده به یاد دارم و آنچه که از شاگردان و دیگر همکاران و دوستان و آشنایان دربارهٔ او شنیدهام بنویسم. همچنانکه از عنوان این نوشته بر میاید من میخواهم از دکتر محسن هشترودی نخست چون یک دانشمند و سپس چون یک استاد و در پایان چون یک انسان به طور خلاصه یاد کنم. هشترودی دانشمند شادروان دکتر محسن هشترودی مردی بود اهل مطالعه و هرگونه کتاب در رشته های گوناگون ریاضی و فیزیک و مباحث دیگر علمی و همچنین کتابهای فلسفی و هنری و ادبی را با نهایت دقت و علاقه میخواند. جالب این که او میتوانست یک کتاب بزرگ را در دو تا سه روز مطالعه کند و بر نوشتههای آن در هر زمینه که باشد آگاهی یابد. ضمنا مانند همه دانشمندان کنجکاوی علمی او چنان بود که نمیتوانست از توجه ژرف به هیچ مساله جدید ریاضی یا فیزیکی یا علمی دیگر و حتا مسالههای جنبی آنها چشم پوشد. نکته جالب دیگر این که پس از خواندن چندین کتاب در زمینههای گوناگون میتوانست نوشته های آنها را با یکدیگر تلفیق کرده و مصالحهایی نوین برای گفتگو و بحث با همکاران دانشگاهی یا دانشجویان یا دیگران آماده سازد. از این روی هشترودی با همه رشتههای علمی و فلسفی و هنری و ادبی به ویژه مصالحهای گوناگون ریاضی آشنا بود و بر آنها احاطه کافی داشت. با توجه به آنچه گفت شد شگفتی آور نیست که هشترودی در کلاس درس ریاضی محض، با ظرافت و تیزبینی و ژرف اندیشی خاص خود یک مطلب علمی یا فلسفی یا هنری یا ادبی را مطرح میکرد و دربارهٔ آن با دانشجویان به بحث و گفتگو میپرداخت. حتا هنگامی که با همکاران دانشگاهی خود دربارهٔ یک مصالح دشوار ریاضی یا علمی دیگر به گفت و شنود مینشست گاه دنباله بحث از مسیر اصلی منحرف میگشت و جالب این که نتیجهای که از این گفتگوها بدست میامد بسیار ژرفتر و ارزنده تر از آن بود که در آغاز انتظار میرفت. شادروان هشترودی از هنگام جوانی و حتا در آخرین سالهای زندگی پر بار خود همواره به مصالحهای جدید علمی و فلسفی و هنری و ادبی بسیار توجه داشت و گذشت زمان از نو جویی و نو پذیری او چیزی نکاسته بود. از اینرو همیشه برای بحث و گفتگو دربارهٔ همهٔ زمینههای دانش و فرهنگ آمادگی و در هر یک از این رشتها تسلط و تبحّر کافی داشت. شادروان هشترودی با آنکه (و چون) خود یکی از ارزندهترین دانشمندان ایرانی بود به بزرگان دانش سرزمین خود که موجب سربلندی ما ایرانیان و افتخار همهٔ جهانیان هستند بسیار احترام میگزارد و از آنان همواره به نیکی فراوان یاد میکرد. البته تنها کسانی که خود از دانش توشه وافی دارند به ارزش دانشمندان پیشین به خوبی آگاهند و آنان را چنانکه باید و شاید ارج مینهند. در پایان این قسمت باید افزود که شادروان هشترودی سخنرانی بود بسیار توانا و علاوه بر تسلط بر موضوع مورد بحث با چنان قدرتی به گفتگو میپرداخت که شنونده از همان آغاز مجذوب و مفتون سخنان این بزرگ مرد میشد. هشترودی: استاد شادروان دکتر محسن هشترودی استادی بود بسیار فعال. به هنگام جوانی و تا زمانی که توانایی بدنی به او اجازه میداد همواره به موقع در دانشکده حاضر میشد و گاه کلاسهای درس او سه تا چهار ساعت به درازا میکشید بی آنکه کوچکترین اثر خستگی در چهره دوست داشتنی استاد پدید آید. برای اینکه دانشجویان را به فرا گرفتن آنچه به آنها میآموخت بیشتر ترغیب کند و آنها را وادار نماید پاسخ مسالههای علمی را شخصاً بیابند کمتر خود به پای تخته سیاه میرفت و بیشتر کار نوشتن دستورها و دنبال کردن استدلالهای ریاضی را به یکی از دانشجویان خوب کلاس وامیگزارد. جلسههای سخنرانی همگانی استاد نیز چنان بودند که گفتههای او برای همهٔ حاضران حتا کسانی که با مباحث ریاضی و علمی آشنایی چندانی نداشتند بسیار مورد استفاده بود. استاد هشترودی بیانی چنان رسا و ژرف و در عین حال ساده و بی پیرایه و در خور فهم و درک داشت که میتوانست دشوارترین مباحث علمی را با جملههای بسیار آسان به دانشجو (یا هر شنونده دیگر) تفهیم کند. از این روی از همان آغاز اعتماد و اطمینان دانشجو (یا شنونده) را کاملا به خود جلب میکرد. استاد هشترودی تقریبا هیچگاه خود را مقید و مکلف نمیدانست که برنامه درس و بحث کلاس خود را از پیش کاملا تعیین نموده و به هیچ روی از آن عدول نکند. مطالبی که در یک جلسه درس او مورد مطالعه و گفتگو قرار میگرفتند بیشتر تابع شرایط اوضاع و احوال زمانی و بویژه تابع پرسشهایی بودند که در آغاز جلسه احیانا از طرف دانشجویان مطرح میشدند. برای آنکه دانشجویان مطالب دشوار علمی را بهتر و ژرفتر دریابند استاد هشترودی را عادت بر این بود که یک مساله علمی را در کلاس درس مطرح میکرد و حل آن را از دانشجو میخواست. اگر دانشجو پاسخ پرسش استاد را چنانکه باید و شاید نمیدانست یا حتا اگر پاسخ دانشجو تا اندازهای رضایت بخش بود استاد خود در پایان جلسه درس پاسخ درست و کامل آن مساله را بیان میکرد. استاد هشترودی به دانشجویان اجازه میداد و حتا آنان را تشویق میکرد در هر زمینه که با برنامهها و شوون دانشگاه سازگار باشد سؤالی را مطرح و در آن بحث کنند. سپس خود آن مساله را دنبال میکرد و اشکالاتی را که احیانا در زمینه آن پرسش پیش میآمدند با مهارت و استادی خاص خود رفع و دانشجویان را راهنمایی میکرد. بدین سان دانشجویان در کلاس درس استاد هشترودی علاوه بر ریاضی با رشتههای گوناگون دیگر دانش و فرهنگ بشری آشنا میشدند و درمیافتند که گرچه عالیترین مقام در علومی که انسان به آنها دست یافت بیشک خاص ریاضی است اما رشتههایی دیگر که ارزش بحث و گفتگو دارند نیز هستند که توجه به آنها اگر برای اهل دانش کاملا ضروری تلقی نشود بسیار سودمند و آموزنده است. از این روی شگفتی آور نیست که بیش از نیمی از زمان جلسههای درس استاد هشترودی صرف بحث و گفتگو پیرامون مصالحهای گوناگون علمی و فلسفی و هنری و ادبی میگشت. از آنچه گفت شد آشکار است که در کلاسهای درس استاد هشترودی چشم و گوش دانشجویان به واقعیتهای علمی و فرهنگی جهانی که در آن زندگی میکنیم باز میشد. این نیز گفتنی است که آنچه دانشجویان از این استاد بزرگ و مرد بزرگوار میآموختند از کمتر استاد دیگر میشنیدند. هشترودی: انسان شادروان دکتر محسن هشترودی را میتوان به راستی یک انسان واقعی دانست. استاد نه تنها از لحاظ باطن مردی بود بسیار شریف و آزاده بلکه در ظاهر نیز همواره بسیار آراسته و مرتب بود. مسلما این امر در جلب نظر دیگران بویژه دانشجویان تاثیر فراوان داشت. چون دکتر هشترودی دارای احساساتی بسیار لطیف و ژرف و مهمتر از همه انسانی بود همیشه و با همه کس چه همکاران دانشگاهی و دوستان و چه دانشجویان و دیگران رفتاری توام با نهایت مهربانی داشت. از اینرو گرچه همواره خود در رفاه کامل نبود تا آنجا که میتوانست هرکس به ویژه دانشجویانی را که نیاز داشتند یاری میداد. استدا هشترودی زیبایی شناس و زیبایی پرست بود. با توجه به اینکه ریاضی یکی از زیباترین (شاید زیباترین) مظاهر فرهنگ بشری است او نمیتوانست ریاضی دان نباشد. او زیبایی استثنائی استدلالها و قضیهها و مصالحهای ریاضی را با تمام ژرفای وجود خود درمی یافت و ازینرو با همهٔ رشتههای ریاضی به راستی عشق میورزید. هشترودی یک ریاضی دان بزرگ بود. زیرا مسلم است تنها کسی ریاضی دان میباشد که زیبایی خاص ریاضی را از دل و جان دریابد. استاد هشترودی این کیفیت جالب و کاملا استثنائی دانش ریاضی را نه تنها به بهترین وجه درک بلکه آن را با تمام وجود خود احساس میکرد و زیبای ریاضی و همبستگی و هماهنگی میان رشتههای گوناگون آن به راستی در دل او مینشست و از او دل میربود. در پایان این گفتار باید بیفزایم که استاد دکتر محسن هشترودی علاوه بر مقام شامخ علمی و فرهنگی مردی بود بسیار پاک و آزاده و شریف که آنچه را در دل داشت بر زبان میراند. به گفته دیگر این ویژگی بسیار جالب و ارزنده را (که امروز بسیار کمیاب و حتا نایاب است) داشت که دلش با زبانش یکی بود. من نیز مانند دیگر همکاران دانشگاهی و دوستان استاد دکتر محسن هشترودی همواره از گفتگو و بحث با او لذت بسیار میبردم و مصاحبت و مجالست او را برای خود غنیمتی بس ارزنده میشمردم. دریغ که این مرد دانشمند و استاد ارجمند و انسان پاک نهاد و آزاده دیگر در میان ما نیست. روانش شاد و یادش گرامی باد. دکتر علی افضلی پور استاد گروه آموزشی ریاضی دانشگاه تهران عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان ایران. مقاله استاد دکتر افضلی پور به ما به دستور خودشان، بدون هیچگونه دستکاری چاپ شده است.
۱۳۸۹ دی ۲۰, دوشنبه
هشترودی از زبان همکار: دکتر محسن هشترودی یک دانشمند، یک استاد، یک انسان
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر