ساعت ۴ بعد از ظهر روز شنبه ۱۳ شهریور ۲۵۳۵، استاد مسلم علم و فلسفه و هنر، دکتر محسن هشترودی، در گذشت. مجموی که اینک تقدیم میشود برای گرامی داشت خاطره آن شاد روان فراهم آماده است. هر چند که به منظور تکمیل هر چه بیشتر این مجموعه، انتشار آن به تأخیر افتاد؛ اما باز هم آن گونه که مورد نظر بود از کار در نیامد. باشد تا با کوشش بیشتر و در اثر همکاریهای صاحب نظران دیگر به ویژه کسب نظرات استادان خارجی که با آن شادروان در مکاتبه و مراوده بوده اند، مجموعهای کامل تر و در خور مقام والای آن بزرگوار تهیه گردد.
با سپاس از همه آنان که در فراهم شدن این مجموعه همکاری داشته اند.
درود به روان پاک دکتر محسن هشترودی
غلامحسین مصحفی
مجله یکان با تشویق موثر دکتر محسن هشترودی تأسیس شد و انتشار آن با حمایت همه جانبه وی ادامه یافت. از این روی، در گذشت استاد، که برای جامعه ما ضایعهای غیر قابل جبران است، برای مجله یکان مصیبتی بس بزرگ میباشد.
استاد فقید تقریبا با همهٔ مطبوعات همکاری داشت تا آنجا که سردبیری چند مجله و نشریه وزین را مدتهایی به عهده گرفته بود اما این همکاریها بیشتر جنبهٔ تعهدهای دو جانبه را داشت در صورتی که همکاری صمیمانه استاد با مجله یکان، صرفاً به خاطر علاقه آن بزرگوار به وجود و پیشرفت این مجله بود. صرفنظر از مقالهها و مسالههایی که برای چاپ در مجله در اختیار میگذاشت، دربارهٔ سایر امور مجله، به ویژه اظهار نظر دربارهٔ بعضی از مقالههای رسیده و پاسخ گوئی به پرسشهای در بارهٔ مسائل مربوط به شاخههای مختلف ریاضی - به خصوص مسائل مربوط به نظریه اعداد – نیز مجله را یار و مدد کار بود. این عطف توجه خاص استاد به مجله، امکان افتخار آمیز آن را فراهم آورده بود که گاه و بیگاه به حضورش برسم و از محضرش کسب فیض کنم. جلسههایی که نزدش بودم گاه کوتاه و اغلب، که حالش مساعد مینمود، ساعتها به طول میانجامید. او صحبت میکرد و من یکسره گوش میدادم – وای کاش در این جلسهها وسیلهٔ ضبط صدا با خود داشتم – صحبت هایش، همانند کلاس درسش، در زمینههای گوناگون بود، بستگی داشت به موضوعی که با آن مواجه شده بود. گاه دربارهٔ یک مساله بغرنج ریاضی محض سخن میگفت، مثلا: در فضای … بعدی برشی وجود دارد که با آن میتوان کرهٔای متراکم را برش داد و اجزائ حاصل را چنان کنار هم قرار داد که کرهٔ ای، باز هم متراکم، اما با حجم … برابر کرهٔ اول به وجود آید – و گاه خاطرهای از زمان تحصیلش و برخوردش را با همدورهای پر مدعا بیان میداشت؛ این که یک دورهٔ هندسه رقومی را با قلب همه اصولا و قواعد آن یک شبه به فلان هم کلاسی آموخته که موقع امتحان دادن وی حتا استاد کلاس دچار بهت و حیرت شده است. از حضور در جلسات مذکور و استماع سخنان استاد خاطرههایی فراوان دارم. بعضی از آنها را که به یاد آورم در زیر باز گو میکنم. همچنین استنباط (= نتیجه گیریهای شخصی، آن هم از ظواهر امر) خودم را دربارهٔ شخصیت استاد عرضه میکنم. باشد تا برای فرد یا افرادی که خواسته باشند دربارهٔ استاد و کارهایش به تحقیق بپردازند سودمند افتد. دربارهٔ دکتر هشترودی شخصیتی همچون خودش باید تا بتواند حق مطلب را کم هو حقه بیان کند.
هر کس در نخستین برخوردش با دکتر محسن هشترودی بر شخصیت بارز و استثنائی وی وقوف میافت، به ویژه آنان که، مثل من نخستین اشنایشان با او از کلاس درس شروع شده بود. دانشجو در مقابل وی خود را همچون کاهی در برابر کوهی عظیم میافت، اما آنگاه، مخصوصا خارج از کلاس، که مسالهای را با او در میان میگذاشت یا مشکلی از مشکلات خود را بر او میگفت با چنان عطوفت و رافتی مواجه میشد که گویا با پدری مهربان روبرو است.
دکتر هشترودی شدیدا سریع التاثر بود و عکس العملش خیلی زود، گاه با جاری شدن قطرات اشک از دیدگانش و اغلب با بد و بیراه گفتن به زمین و زمان، بروز میکرد. عقایدش را بیپروا بیان میکرد. از دسته بندیهای سیاسی برکنار بود. هیچگاه غیبت اشخاص را نمیکرد. با پند و اندرز دادن به دیگران، به ویژه از طرف پیران به جوانان، مخالف بود. پای بند اصول بود و احترامات مقامات رسمی را کاملا مرعا میداشت. استاد فقید در کلاس های درس یا در مجامع دیگر که با دانشجویان روبرو بود، افراد با استعداد را خیلی زود تشخیص میداد و آنگاه آنان را به ادامهٔ تحصیلات و پیگیری تحقیقات تشویق میکرد و هرگاه که میتوانست برای آنان بورس تحصیلی میگرفت. در آخرین ملاقاتی که به اتفاق یکی از دوستان با او داشتیم، به هنگام خداحافظی خطاب به آن دوست اظهار داشت که دختر وی از استعداد فوق العاده در ریاضیات برخوردار است، اجازه ندهد که این استعداد حیف شود. دختر این دوست سه سال قبل از آن دانشجوی کلاس استاد میبوده است. گاهی افرادی مقاله یا راه حل مسأله را بر او عرضه میکردند که دیگران قبل از آنان آن را انجام داده بودند. استاد بدون آنکه این موضوع را به روی آنان بیاورد مقاله ایشان را تصحیح و خود ایشان را تشویق میکرد. اما اگر درمیافت که در این باره تعمد هست و زیر کاسه نیم کاسهای میباشد متغیر میشد و یا این که با شیطنتهایی طنز آمیز طرف را رسوا میکرد. هر گاه که یک راه حل ابتکاری مسالهای یا کشف تازهای از طرف شخصی بر او نموده میشد، بعدها هر جا که سخن پیش میامد از آن شخص یاد میکرد، بدون آنکه آن راه حل یا آن کشف را بازگو کند؛ میگفت این حق خود آن شخص است که ابتکار خود را به هر نحو که میداند عرضه کند. استاد فقید در ریاضیات خود را از جمله شهودیان میدانست. به اشراق و الهام عقیده داشت. میگفت که تدریس ریاضیات در دورهٔ ابتدایئ و حتا در دورهٔ دبیرستان باید بر اساس تجربه و از راه کشف و شهود صورت گیرد. برای خوب درک کردن ریاضیات خوب دانستن زبان مادری را در درجهٔ اول و دانستن لا اقل یک زبان خارجی زنده را در درجهٔ دوم لازم میدانست. باور داشت که عدم پیشرفت بسیاری از دانش آموزان در ریاضیات نتیجه تدریس نادرست است. معلم خوب را قابل پرستش میدانست و عقیده اش این بود که در آموزش ریاضی و پرورش فرد، آموزگار دبستان مهمترین نقش را ایفا میکند.شوق فرد را به آموزش و رضایت استاد را از وی، ارزنده تر از مدرک تحصیلی میدانست. میگفت باید وسایلی فراهم آید تا افرادی که شوق فرا گیری ریاضیات را دارند اما موانعی، از قبیل نداشتن مدرک تحصیلی خاص، در سر راه آنان است، فرصت یاد گیری را به دست آورند. بر اساس این عقیده، استاد پیشنهاد کرد تا از طریق مجله یکان انجمن ریاضی متشکل از هر فرد شأیق و صرف نظر از داشتن مدرک تحصیلی خاص تشکیل شود. در این باره از طرف مجله یکان نیز اقدام شد و افرادی هم از استادان دانشگاه و دیگر شأیقین گرد هم آمدند و سه جلسه هم تشکیل دادند (اولین جلسه به دعوت نگارنده، دومین جلسه در محل دبیرستان هدف، سومین جلسه در محل دبیرستان البرز) که استاد نیز در همه جلسهها شرکت داشت. اما در همان ایام، تشکیل انجمن ریاضی ایران از طرف دانشگاهیان اعلام گردید که به احترام وجود آن انجمن، فعالیت مجله یکان متوقف گردید. استاد فقید، هر چند که تشکیل انجمن جدید را ستود و خود به عضویت آن درامد، اما از اینکه شرط داشتن مدرک تحصیلی خاص، انجمن را منحصر به طبقه معین کرده است اظهار نارضایتی مینمود. تألیفات دکتر هشترودی اندک است: دو کتاب ریاضی به زبان فرانسه از انتشارت دانشگاه تهران، یک دیوان شعر به نام سایهها نشریه کتابفروشی صفی علی شاه، مجموعهای از مقالهها و سخنرانیها زیر عنوان دانش و هنر از کتابفروشی دهخدا، مجموعهای از مسائل و حل آنها به نام تمرینهای ریاضیات مقدماتی نشریه مجله یکان. اما مقالههایی بسیار زیاد از او در مجله های ایران و کشورهای دیگر به چاپ رسیده است. علاوه بر آن سخنرانیهای زیاد و در زمینههای مختلف از طرف استاد در مجامع مختلف، داخلی یا بین المللی و یا در رادیو و تلویزیون ایراد شده است. که بعضی از آنها مضبوط است. روزی که به نزد استاد رفتم گفت که کتابی از ژاپن برایش رسیده است به عنوان قضیه هشترودی و توضیح داد که ضمن سخنرانی در کنگره بین المللی ریاضی دانان مسالهای را مطرح کرده که بعد به عنوان قضیه پیدا کرده است. دانشجویی ژاپنی بحث دربارهٔ این قضیه را موضوع رساله دکترای خود قرار داده و نسخهای از رساله چاپ شده خود را برای استاد فرستاده است. استاد چون از حافظهٔ فوق العاده و از هوشی استثنائی برخوردار بود، عادت داشت که همه محاسبات، حتا محاسبههای مفصل عبارتهای جبری را، در ذهن انجام دهد که گاهی هم دچار لغزشهایی میشد. چنانچه در مورد کتاب تمرینهای ریاضیات مقدماتی پیش آمد و نتیجه آن اضافه شدن غلط نامهای چند صفحهای به کتاب بود؛ استاد در محاسبات نخستین حل مساله اشتباه کرده بود و در اثر آن تمام محاسبات بعدی که چندین صفحه از کتاب را گرفته بود اشتباه شده بود. تاثر انگیز ترین خاطرهام از استاد فقید مربوط به روزی است که پس از شنیدن خبر درگذشت دخترش برای تسلیت به اتفاق دوستان دیگر به نزدش رفتیم. حاضران در جلسه همه متاثر بودند و شیون و فغان بانوان بلند بود. استاد بر خلاف همیشه ساکت بود و هیچ نمیگفت، فقط این شعر را زمزمه کرد: نه در مسجد دهندم ره که رندی نه در میخانه، کاین خمار خام است میان مسجد و میخانه راهی است غریبم، عاشقم، آن ره کدام است آن روز در موقع خدا حافظی از خداوند برایش آرزوی صبر کردم. گفت که در روبروی همسرش و به خاطر بیتابیهای وی صبر دارد، اما شب هنگام که خودش هست و افکارش، تحمل از کفش بیرون است و در آن هنگام زمان گریستن اوست. تجلیل شایانی که پس از مرگ دکتر هشترودی از او به عمل آمد نمایانگر آن است که قدر و منزلت دانشمندان در هر حال محفوظ و خدمات صادقانه افراد به جمعه ماجور است. روانش شاد باد. به امید آنکه صاحب صلاحیتی همت کند و با استعانت خانواده استاد فقید در صدد جمع آوری و تدوین همه آثار و سخنرانیهایش بر آید. یکان دوره دوازدهم
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر